Friday, September 29

منت

خیلی خوب میشد اگه یه بسته مداد رنگی داشتم که باهاش میشد خیلی چیزها کشید
مثل چیزی که هیچوقت نکشیدم

Monday, September 25

count down 4 fly 711

مثل اینکه این روز سرد پاییزی زیادی سرد بود چاییدم

Sunday, September 24

fly 711

فقط یه روز سرد پاییزه که میتونه گر گرفتنم رو کمی قابل تحمل کنه

Friday, September 22

فقط به خاطر ..

امروز فهمیدم دوستی اونایی که داداشی صداشون میکردی هم فانیه

Friday, September 15

كنسرت فرمان فتحعليان

يكي از راههاي نشوندن هواداران روي صندلي اينه كه
بين برنامه اعلام كني يكي از مسئولين قزوين و هيئت همراه تو كنسرت حضور دارن

Friday, September 8

پارتي

مهدي بيا
دير شد د
جون جواد اگه نيايي با عيسي ميرم

Friday, September 1

تسلسلي تا نهايت

مشتري بهم گفت:
از تو كه گذشت ايشالا عروسي پسرت
براي اينكه آرزوي مشتري رو برآورده كنم ميبايست پسرم رو داماد كنم
اما اول بايد پسري داشته باشم
اما قبلش بايد پسرم مادري داشته باشه
براي اينكار بايد زن بگيرم
خوب اينم كه همون اول خودش گفته بود
از تو كه گذشت
پ.ن: گور باباي آرزوي مشتري


designed by Amir engineer